۱۳۹۸ شنبه ۴ خرداد

      انسان دو بعد جسم و روح دارد یعنی علاوه بر بدن مادی، از روحی غیرمادی برخوردار است که  با بدن در تعامل و تاثیر متقابل می باشد. روح انسان استعدادهای فراوان و متنوعی دارد. از دیدگاه اسلام، از آن جا که حقیقت وجود انسان روح جاودانه و زندگی دنیوی انسان تنها مقدمه ای برای زندگی اخروی اوست، هدف نهایی انسان باید متناسب با کمال حقیقی روح درجهات جاودانه او تعیین شود و همه اهداف دیگر در جهت آن قرار گیرد.با این تعاریف اگرچه سلامت روح و جسم انسان در یکدیگر تاثیر متقابل دارند ولی سلامت روح نسبت به سلامت جسم از اصالت برخوردار است.
      معنویت از دیدگاه اسلام، تنها در سایه ارتباط با خداوند و از طریق عبودیت و پذیرش و تسلیم در برابر دین حق شدنی است. بدین جهت در تعریف سلامت معنوی لازم است به مصداق درست تعالی که همان تقرب یافتن به خداوند متعال است، اشاره شود. درواقع، <<معنویت>> در تعبیر <<سلامت معنوی>>، مانند <<جسم>> در <<سلامت جسمانی>>، <<روان>> در <<سلامت روانی>> و <<اجتماع>> در <<سلامت اجتماعی>> بستری است که سلامت و بیماری باید در آن تعیین شود.
        در تفکر اسلامی، سلامت امری چند جانبه است و ابعاد آن، تابع همه ابعاد وجود انسان است، از این رو، همه ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و روحانی (معنوی) را دربرمی گیرد. چنانچه به سلامت به صورت جامع و متناسب با همه ابعاد انسان توجه شود، می تواند مهم ترین ابزار حرکت انسان به سوی کمال باشد.
        سلامت از ریشه سلم به معنای دوری از هر عیب و نقص است و سلام از اسماء الهی است. خداوند متعال آغاز و پایان سلامت است؛ سلامت از اوست و به او باز می گردد. پس آنچه از سلامت در دنیا به دست می آید نسبی است و سلامت همه جانبه در جوار خداوند است که دارالسلام نام دارد.
          بر مبنای اندیشه اسلامی سلامت بستر حرکت انسان به سوی تکامل است. جسم و امور دنیوی محکوم به فناست مگر آن که در مسیر زندگی جاوید قرار گیرد. از این رو، انسان مومن سلامت جسم را در افق جاودانگی و برای تامین حیات باقی می طلبد. او خواستار حیات طیبه است یعنی سبکی از زندگی که در آن تلاش دنیوی، به سلامت جسم و روح در این دنیا و رستگاری در سرای جاوید و سعادت ابدی منجر شود.
          نتیجه گیری می شود که از دیدگاه اسلامی شاخص های انسان سالم در سطح بین المللی به نحو مطلوب تعریف نشده اندو همه ابعاد چهارگانه سلامت را دربرنمی گیرند و برای تعیین راهبردهای سلامت همه جانبه، نمی توان از این شاخص ها و ملاک ها استفاده و پایش و کنترل سلامت خود و افراد جامعه را تنظیم کرد. شاخص های کنونی انسان سالم براساس نگرش اومانیسم و بدون توجه به جنبه های روحانی و معنوی انسان ها تنظیم شده و در نتیجه کاربرد آن ها در زمینه سلامت جسمی، و تا حدودی روانی و اجتماعی است. از منظر متون دینی، انسان سالم به اعتبار ساختار شناختی ( معرفتی)، نگرشی، عاطفی و عملکردی دارای مشخصاتی است، که باید برای سنجش سلامت معنوی افراد از آن استفاده شود.
          با توجه به نکات فوق می توان استنباط کرد که سلامت انسان فقط در سلامت جسمی، روانی و اجتماعی خلاصه نمی شود بلکه سلامت معنوی مهم ترین بخش از سلامت انسان و بلکه ضامن حفظ گوهر وجودی و تضمین کننده حیات جاودانه اوست. حیات حقیقی در هدایت و مرگ حقیقی در ضلالت است.
      بیماری ها و اختلالات جسمی، روانی و اجتماعی نیز می توانند بر سلامت معنوی تاثیر بگذارند. پرحرفی، شکم بارگی و پرخوابی، بیماری های روانی چون حقد، حسد، غیبت، تهمت و پرده دری ایمان فرد را تهدید و تخریب و سلامت معنوی را آزرده
 
می کند.
منبع: دانشنامه سلامت معنوی اسلامی،دکتر فریدون عزیزی